اکوتوریسم ابزاری برای توسعه پایدار

    اين مسأله به ساكنان بومي و محلي و ديداركنندگاني كه در آينده نيز به اينگونه مناطق سفر مي كنند امكان استفاده از قابليتهاي آن و ادامه لذت بردن از طبيعت مي دهد.بر اين اساس ضرورت دارداين كار به گونه اي انجام شده تا براي هميشه بتوان از اين قابليتها استفاده كرده تا اساس يك توليد پايدار فراهم گردد.اين كار بايد در جهت افزايش رفاه نسبي ساكنان بومي و فراهم كنندگان خدمات اكوتوريستي بوده و آنان بتوانند از اين امكانات در جهت افزايش كيفيت سطح زندگي خود استفاده نمايند.

     مطالعه اكوتوريسم فرصتهاي زيادي را براي انعكاس اهميت تقويت كنندگي و قابليت روشهاي اجراي آن به دست مي دهد كه موجب حركت در جهتي نوين مي گردد. همچنين بايد به موانع سر راه نيز توجه شده كه براي از بين بردن اين موانع انجام سياستگذاريهاي مناسب شيوه اي مؤثر به نظر مي رسدكه نيازمند همبستگي تازه نيروهاي اجتماعي و حركت در جهت شركت آزادانه و گسترده در همه جنبه هاي زندگي، در درون هر كشور و در مفهوم ملي مي باشد.براي روبرو شدن با اين چالشها، بايد نخست با چالشهاي دوگانه مقابله كرده و از دست اندازي و تجاوز گروهها جلوگيري شده و باعث افزايش اطمينان و قابليت بهتر زندگي ساكنان محلي گردد.

        موانع كه بخش سازنده اي از سيستمهاي جهاني است همانند يك سيستم فعال در حال افزايش بوده و به صورت دوگانه در دو قطب مخالف بين فقير و غني، ملتها، مناطق، گروهها و افراد قرار دارد،تعداد اندكي از ملتها بر ساختار نيروي جهاني و در حال هدايت مؤثر و تعيين سطوح رفاه و آسايش سلطه دارند. ملتها به همراه ارائه شرايط سودآور ، درحال رقابت با آنها باقي مي مانند و نيروهاي مشترك و مؤسسه هاي مالي و اعتباري را براي قرار گرفتن در ميان مرزهايشان ترغيب خواهند كرد. براي مثال بايد اشاره كرد كه مناطق و گروهها به شكلهاي ويرانگر و نابود كننده، همگام با ديگر افراد كشورها در حال فعاليت هستند و درجهت رفاه كارگران و ايجاد تشكيلات زير بنايي شان نيز به توافق دست مي يابند و در يك كوشش اساسي ، فراورده هاي كشاورزي كشورهاي پيشرفته را به قيمت بالاتري عرضه مي كنند. مناطقي كه نمي توانند سرمايه گذاري مناسبي را جذب نمايند بناچار آسيب شديدي را به بازندگان رقابتهاي اقتصادي دائمي و پايدار وارد مي كنند وهمواره به خاطر دور بودن از كانون فعاليتهاي جهاني محكوم به شكست بوده و جوامع انساني موجود در آنها پيوسته در انزوا و فقر هميشگي قرار خواهند گرفت.

        پايداري يا توسعه همه جانبه براي افزايش سرمايه موضوع چندان بزرگي به نظر نمي رسد ولي از طريق دستيابي به منابع مورد نياز براي بقاي بشر، باعث بهبود جايگاه اجتماعي طبقه كم درآمد و فقير مي شود.

        نظام سرمايه داري نه چندان بزرگ به رشد جمعيت هاي ناكارآمد وابسته بوده   و درآمدهاي اندكي را فراهم مي نمايد اما نيازمند كنترل مناطق وسيعي براي تضمين راه دستيابي منظم به مواد خام و فراورده هاي اوليه براي توليد ماشين  نمي باشد.اكنون اين وروديها به وسيله تداركات سازماني ، مطمئن تر به نظر رسيده و ساختار اجتماعي و توليدي را به تناسب نيازهاي سرمايه اي تعديل كرده اند.

        در حال حاضر افراط و تفريط هاي زيادي ديده مي شود، به گونه اي كه زياده روي دراستفاده از منابع باعث ضعيف شدن مردم و مناطق شان مي شود. از سوي ديگر تغييرات شديد نياز به تسهيل و آسان سازي يك استراتژي توسعه پايدار دارند: در بخش گذشته يك راه دسترسي مسأله استراتژيهاي توسعه اكوتوريسم مطالعه شده ممكن است به ترويج شكل جديدي از دوگانگي كمك نمايد: ساختار دوگانه اي كه به مردم فرصت مي دهد تا جوامع روستايي شان را بازسازي نمايند. توليد كالا و خدمات به شيوه و مدل پايدار و با ابعاد مختلف صورت گرفته  و موجب گسترش هميشگي خدمات و كار پردازي محيطي را فراهم كرده اند.

        بررسي نشان مي دهد هنگامي كه فرصت وراه دستيابي به منابع فراهم ي شود، فقرا همانند ديگر گروهها در فعاليتهاي مستقيم براي محافظت و وبهبود محيط به خدمت گرفته مي شوند. از اين چشم انداز يك مدل توسعه متناوب نيازمند روشهاي جديدي براي تشويق مشاركت مستقيم جوامع روستايي و بومي در يك برنامه كارآفريني در مناطق روستايي در جهت افزايش در آمدها و بهبود معيار زندگي است. اين كاربا پيشنهاد و ارائه سياستهايي از توليد كنندگان روستايي در فعاليتهايشان حمايت مي كند تا دوباره به يك نيروي سرزنده و پرشور تبديل گردند.اين گفتار همچنين پيشنهاد مي كند كه در جهت انجام اقدامهاي سنجيده وآگاهانه كه نيازمند ترويج و تبليغ و حمايت مي باشد همكاريهاي لازم صورت گيرد.

        اكوتوريسم اكنون به صورت گسترده مورد قبول همگان قرا گرفته زيرا كامل كننده فعاليتهاي اقتصادي در جهت توسعه وپايداري است. در اين مقاله نسبت بين اين دو هدف و نتايح آن به برخي بازتابها بر روي سازماندهي طرحهاي دقيق و مشخص مورد بررسي كامل قرار گرفته است.

  پايداري

        توسعه پايدار موضوع نيرومند و بحث انگيزي شده كه در حال ايجاد هدفهاي غير ممكن و به گونه اي هماهنگ براي راهبرد دست اندركاران امر توسعه مي باشد. شيوه هاي ؛جريان رو به پايين؛ كه براي توسعه اقتصادي متداول است باعث غناي اندك اقتصادي شده و همچنين رشد اقتصادي بخشهاي مختلف را در درون جوامع تجاري بر مي انگيزد اما آنها نيازهاي مردم را نشان نمي دهند. به هر حال آنها دراز ميان بردن و مصرف ذخاير جهاني و سلامت طبيعي سهيم بوده و باعث وخامت و تنزل كيفيت محيط طبيعي مي شوند. يك بحث جديد مربوط به پايداري كه تلاش بر روي آن ادامه دارد مشكل تحقق بخشيدن و اجراي عملي چنين روشهايي مي باشد . هنگامي كه اين موضوع روشن گردد مردم در مي بابند كه اندازه هاي مصرف كنوني سرانه منابع در كشورهاي ثروتمندتر نمي تواند به طور ممكن ادامه يافته و حفظ گردد زيرا به ندرت اتفاق مي افتد كه مردم در سطح جهان به طور نسبي در آرامش زندگي كنند.

        مجدداً در تحليل نهايي كشف مي كنيم كه در شرايط كنوني گردآوري و انباشت ثروت، فقر را به وجود مي آورد،در حالي كه فقرا اغلب درشرايط تكان دهنده وشرم آوري باقي مانده و براي شركت و سهيم شدن درتباهي و تحقير بيشتر، تقويت مي شوند آنان معمولاً به همان شكل زندگي خود را سپري مي نمايند زيرا نمي توانند راه گريزي بيابند. حتي در فقيرترين كشورها شكاف عميق اجتماعي مانع از به كارگيري منابع موجود براي اصلاح موقعيت ساكنان مناطق مختلف مي شود.اما به طور واقعي به وسيله نيروهاي مردمي همان جوامع،خطراتي براي آنان به وجود مي آيد و آنان را از فرصتهاي ابداع راه حلي براي برون رفتشان از وضعيت نامناسب كنوني محروم مي سازد. به همين علت براي پايداري(استفاده از منابع بدون ايجاد تخريب و آلودگي نسبي) استرتژي دوگانه اي را در بر مي گيرد: از يك سو بايد از بند تعهدها و تضمين هايي كه افراد را از نيرو گرفتن تشكيلاتشان باز مي داردخارج گردد و ازسوي ديگر با به كار گيري منابع نسبي اندك براي جستجوي يك راه حل اساسي مستقل و متناوب براي برطرف كردن مسائل و مشكلاتشان اقدام نمايد.به عبارت ديگر ديگر استراتژي توسعه پايدار بايد در آفرينش يك پيمان اجتماعي نوين كه در تشخيص ريشه كني و نابودي فقر و بازگرداندن آزادانه حقوق سلب شده به صورت يك ساختار توليدي متنوع، استحكام يافته و نقش مؤثري ايفا نمايد زيرا همين ساختار توليدگر اساس و بنياد پايداري محسوب مي شود.آنگاه تلاش جدي براي تنوع بخشيدن به همه ابعاد توسعه مد نظر قرار ميگيرد. براي محافظت از گونه هاي به خطر افتاده و ايجاد محدوده هاي حفاظت شده در سطح كره زيستي، فعاليتهاي بين المللي ضرورت دارد زيرا تعرض و تجاوز به عرصه هاي زيستي پيوسته در حال افزايش است حال آنكه جوامع و ساكنان نواحي بر خلاف نيروهاي خارجي به طور نيرومند وقوي براي دفاع از شخصيت و حقوقشان تلاش مي كنند. با استفاده از توانايي ها و شايستگي هايشان به صورت هماهنگ كوشش مي كنند زمينه بقاي خود را فراهم آورند. ارتباط براي تنوع زيستي در شكل گسترده آن شامل به عمل آوري گياهان و جانوران ونيز بقا ي جوامع انساني مي گردد به گونه اي كه كارپردازان محيط طبيعي و توليد كنندگان به آن توجه مي كنند. جهاني نگري جلوي اين حركت را به سوي تنوع و گوناگوني گرفته است. گروههاي نيرومند اقتصادي ، شركتهاي بزرگ چند مليتي و مؤسسه هاي مالي و نيروهاي بانفوذ محلي و تاحدودي ديگران در حال مبارزه براي شكستن اين ويژگي يا خصيصه هاي منطقه اي هستند كه براي رفع اين مشكلات ، همگن بودن بيشتر گروههاي اجتماعي فرمانبر و مطيع ضروري به نظرمي رسد زيرا آنها ما را براي حمايت از ساختار وجودي بي عدالتي و درگير شدن در كار توليدي به خدمت مي گيرند تا خودشان در مصرف بيش از اندازه منابع،موفق شده و از درآمدهاي سرشار لذت ببرند و هميشه به صورت مصرف كننده باقي بمانند.

 خودكفايي و نسبت ميان توليد و مصرف 

        يك نكته بسيار مهم در توسعه و بسط استراتژي پايداري، مسأله خودكفايي است. فرايند پيدايش و وجود يكپارچگي در سيستم بازرگاني جهاني،زمينه تخصصي شدن را كه بر روي سيستمهاي تك محصولي قرار گرفته فراهم مي آورد. اگر چه موضوع پايداري، فردسالاري را مورد پشتيباني وحمايت قرار نمي دهد در درجه هاي خيلي كمتر، تخصصي شدن در همه مناطق توليدي و سازمانهاي اجتماعي،مفيد مي باشد.خودكفايي غذايي از نظر تاريخي و قدمت، همانند يك ضرورت در بسياري از جوامع احساس مي شود زيرا بي ثبات بودن سيستمهاي تجارتي بين المللي، آداب و رسوم تهيه غذاهاي مخصوص بر پايه بهره گيري از ميوه ها، سبزيها، گياهان دارويي و ادويه ها استقرار يافته است. اگرچه مقدمه فن آوري هاي انقلاب سبز، توان توليد  توليد كنندگان مواد غذايي را به طرز سرسام آوري افزايش داده است واقعيت آن است كه براي رسيدن به اين امكان و هزينه ها ي محيطي واجتماعي چنين برنامه هايي، مشكلات و گرفتاريهاي زيادي در سرراه وجود دارد.

        خودكفايي غذايي موضوع بحث انگيزي است كه به طور متقاعد كننده اي مسأله استقلال را به ميان مي كشد. اگرچه دست اندركاران و مسؤولان امر توسعه در نپذيرفتن نيازها وضرورتها براي حداكثر تخصصي شدن زمينه هاي اقتصادي    هم عقيده هستند، با اين حال برروي دوعامل متضاد ياد شده در مباحثه زير، توافق عمومي وجود دارد :

1ـ توليد كالاهاي اساسي  محلي كه مي تواند كاملاً خوب تهيه گردد زيرا در چنين مناطقي تجمل پرستي كم، باعث مي شود كه به آساني از عهده آن برآيند، امابه شرطي كه براي توليد اين كالاهاي تجاري كه مي تواند زمينه هاي توليد را در جاهاي ديگر فراهم آورد منابعي اختصاص نيافته باشد.

2ـ درمشاهده اينكه توليد محلي بيشتر چنين كالاهايي در استاندارد هاي (معيارهاي)غذايي بيشتر و در سلامت بهتر جامعه نقش دارد احتمالاً اندكي استثناء هم وجود دارد، دراوضاع واحوال جوامع امروزي و در نابرابري غير قابل قبول و تبعيض قدرتهابر ضد مناطق فقير نشين روستايي، درجه بالاتري از استقلال ( آزادي عمل ـ خود مختاري) در آينده نگري براي اساس مهم يك معيار رضايتبخش در زندگي ديده مي شود كه احتمالاً يك بخش مهم هر برنامه پايداري محلي را دربر مي گيرد، اين مسأله در ايجاد اشتغال بيشتر، سهيم بوده، انگيزه اي براي تدارك و ساماندهي بهتر منابع طبيعي باقيمانده و حفظ شده، مي باشد .

        بخشهاي بزرگي از جهان در چنين وضعيتي قرار دارند و تجمل پرستي واستفاده از امكانات و رفاه گسترده به صورت يك استراتژي در خواهد آمد . اين كار مسير  بهره گيري از منابع را كه مي توانست براي اصلاح وبهبود مناسب ساختار اقتصادي جوامع به كار گرفته شود تغيير مي دهد . اما حتي هنگامي كه واردات نيازهاي اساسي، امري منطقي به نظرمي رسد مردم با مسأله توسعه پايدار ارتباط بيشتري پيدا مي كنند زيرا پرسش هايي را درباره تعيين انجمن محلي مطرح مي كند كه با امكانات سود مند مناطق خودشان، سازگاري بيشتري دارد، در عرصه فعاليت هاي جاري، گرايش به توليدات وارد شده جايگزين، براي مواد غذايي سنتي پيامدهاي ترسناكي را براي آسايش بشر در بسياري از جوامع به تصوير مي كشد.

3ـ به هرحال خودكفايي غذايي تنها بخشي از يك استراتژي گسترده تنوع توليدي را كه اصول اساسي يك بخش از توسعه پايداراست، در برمي گيرد، ازنظرتاريخي، ساكنان روستايي هرگز كشاورزان واقعي نبوده اند بنابراين جوامع روستايي به وسيله گوناگوني فعاليت هاي توليدي در جاهايي كه آنها با تضمين زندگي بخور ونمير گرفتار هستند مشخص شده اند، مشكل واگذاري مالكيت ها و حقوق مدل هاي بامقياس بزرگ كشاورزي تجارتي با انديشه توسعه در جهان سوم به خاطر عدم توجه به طبيعت چندگانه سيستم هاي توليدي سنتي روستايي دچار اشكال واشتباه زيادي مي شود ، استراتژيهاي توسعه پايدار به طور مستقيم بامسأله  كوشش براي ارائه دوباره اين تنوع،  مواجه مي گردد آنچنانكه بامسائل داراي مقياس هاي مناسب براي فعاليت عملكرد عمليات اجرايي وتركيب توليد دسته و ژنجه نرم مي كنند.                                                                                                              

 استراتژي مشاركت مردمي براي تنوع توسعه سودمند روستايي

        توسعه پايدار راه دسترسي به سازماندهي وساختاربندي سودمندي است كه شامل تجربه هاي كلي گروههاي محلي از سراسر جهان وتكنيك هايي براي اجراي ( تحقق ) تفاوت عمده ميان مناطق و اكوسيستم ها مي شود، يك انديشه عمومي نيز در اين كار نفوذ مي كند:( نياز به مشاركت مردمي موثر در طرح واجراي پروژه ها). موضوع ديگر درباره تجربه جديد، اهميت ايجاد شبكه هايي را براي حمايت وپشتيباني ودفاع ازاين كار بيان مي كند بدون اينكه باعث تقويت واستحكام دوجانبه ومتقابل گروه بندي بين المللي سيستم ان ـ جي ـ او (سازمان های مردم نهاد-سمن) شود، همچنين واحدهاي اختصاصي را به گونه اي كه در به دست آوردن سرمايه لازم دراجراي پروژه هايشان چندان موثر نخواهد بود فراهم آورده همكاري همراه با تكنيك براي تحقق آنها وحمايت راهبردي در مقابل گروههاي فشار يا ناباوري سياستمداران ملي، محلي و مؤسسه ها را درپي خواهد داشت.

        توسعه پايدار راه دسترسي ساده اي نيست كه به آساني پذيرفته شده باشد اكنون زمان آن فرا رسيده است كه در تحليل نهايي كه شامل يك مبارزه سياسي براي كنترل دوباره دستگاههاي توليدي است به اين مسأله توجه گردد. اين موضوع نياز به تعريف دوباره دارد نه تنها درباره نوع محصول وچگونگي توليد بلكه اينكه چه كساني اجازه توليد خواهند داشت وسرانجام آن چگونه خواهد بود ؟ در اجراي پروژه هاي توسعه پايدار در مناطق روستايي، سازماندهي ها نيز دچار تعارض وتضاد شده است كه ممكن است ناشي از كنترل پيرامون مركز مكانيزمهاي( ساز و كار) راهبردي محلي ونيروي اقتصادي و كاربرد منابع باشد. اكنون تلاش همراه با اطمينان خاطر در ارائه ديدگاههاي بيشتر ومؤثرتر درباره فرايندي براي روستاييان،  جمعيت هاي بومي، زنان وكمتر از 50 درصد از محرومان آغاز شده است. البته هيچ اطمينان خاطري وجود ندارد ازاينكه قدرت تصميم گيري شان به سوي توسعه پايدار هدايت خواهد شد يا نه.

        اما مشاركت گسترده مردمي بهترين روش ايجاد اساس كارآمد براي توزيع عادلانه ثروت مي باشد كه يكي از شرطهاي لازم ابتدايي براي ايجاد استراتژي توسعه پايدار به شمار مي آيد.

  توسعه دوگانه ( دوجانبه ): يك استراتژي براي پايداري

        يكپارچگي  جهاني، درحال ايجاد فرصت هايي براي بعضي از افراد وگروهها مي باشد. در اين مقايسه نزديك، برندگان وبازندگان مشخص مي گردند. استراتژي جديدي كه براي توسعه روستايي نياز است : استراتژيي كه دوباره نقش استراتژيهاي توليدسنتي را  ارزشگذاري نمايد. در اقتصاد جهاني، بيشترين وبزرگترين توليد كنندگان روستايي جهان سوم نمي توانند در بازارهاي جهاني رقابت كنند، مگر آنكه برخي از روش هاي توليد سنتي خود را جدا كرده و بازارها را در انحصار تنگ جوامع فقير آماده كرده باشند كه همه در سرنوشتي همانند گرفتار هستند.

        اما اين توليد كنندگان روستايي اندك، بشارت ونويدي مهم سر مي دهند :( آنان مي توانند از خودشان حمايت كرده، نقش مهم شان را با تكيه بر جامعه ايفا  نمايند).راهبردهاي كنوني، روستاييان را از فعاليت هاي سنتي و جوامع شان دور مي سازد. روستاييا ن و جوامع بومي بايد براي ادامه زندگي وتوليد در مناطق خودشان از حمايت برخوردار باشند. اين روش حتي به وسيله سخت ترين معيارهاي اقتصادهاي كلاسيك نوين نيز نبايد كنار گذاشته شود، نمونه چنين روشي حمايت از محصولهاي كم بازده داخلي است. درحالي كه بيشتر منابع كه ارزش زماني كمي براي جامعه بصورت يكپارچه داشته يا اصلا  هيچ ارزش زماني نداشته باشند دراين فرايند گنجانده مي شوند.

      در حقيقت مارسميت بخشيدن به يك اقتصاد دوگانه را پيشنهاد مي كنيم كه به وسيله تشخيص پايداري يك جامعه به شدت لايه بندي شده، تعيين گرديده بنابراين كشور در موقعيت بهتر وباارائه راهبردهايي كه مزيت اين تفاوتها را با بهبود رفاه مردم در همه بخش ها مشخص مي كنند قرار خواهد گرفت. يك استراتژي كه با آفرينش قابليت تنوع توليد و سودآوري به ياري جوامع روستايي مي شتابد و مديريت رشد آسان تر را در مناطق در حال توسعه به همراه داشته و با اقتصاد جهاني مرتبط و هماهنگ مي شود. امامهمتر از همه آنكه چنين استراتژيي به جامعه فرصت خواهد داد تا فعالانه با چالش هاي مديريت محيطي و نگهداري منابع طبيعي به شيوه هاي مؤثر و مفيد و گروهي از مردم پراكنده و ناهماهنگ كه داراي چنين فعاليتهايي هستند برخورد نمايد.

        اقتصاد دوگانه چيز جديدي نيست، برخلاف شيوه هاي كنوني كه در ميان جوامع ما رسوخ كرده اين مسأله روبرو شدن فقير وغني با يكديگر را  در پي دارد. به عبارت ديگر باعث شكاف عميق اقتصادي ميان ثروتمندان و مستمندان مي گردد. بنابراين پيشنهاد پديد آوردن ساختار مشابه و هماهنگ با بخشي از جامعه كه زندگي در مناطق روستايي را برگزيده است ضرورت يافته ونياز به حمايت از مردم با اجراي برنامه هاي توسعه منطقه اي جايگزين، احساس مي گردد. مزيتهاي گوناگون،متنوع وجديد،اساس توليد در مناطق روستايي را تشكيل مي دهد،بنابراين اصلاح و بهبود مؤثر اين مناطق با به كار بردن تكنيكهاي اكولوژي كشاورزي صورت مي گيرد و آن نيز فعاليتهاي جديدي است كه بر پايه بهره برداري از منابع طبيعي موجود در جامعه و منطقه استوار گرديده و براي توسعه بيشتر اين نواحي به كار مي رود. اين موضوع نياز به پاسخهاي بسيار روشن به مسائل كلي دارد و بنابراين بشدت بر روي اجراي طرحهاي توسعه محلي تأكيد مي كند.از آنجايي كه طرحهاي كلي(خطوط اصلي) از گستردگي ويژه اي برخوردار هستند به طور وسيع مورد بحث قرار گرفته و موارد خاص نيز به سرمايه گذاريهاي مستقيم توليد كنندگان و شركاي آنان نيازمند مي باشد.

        چيزي كه به تازگي مطرح گرديده مقدمه اي بر يك استراتژي آشكار مي باشد كه در تقويت پايه هاي اجتماعي و اقتصادي ساختار دوگانه نقش دارد. به كمك شناخت و ترغيب گروههاي اندكي ازجامعه كه امكان جايگزيني شيوه هاي توليد و سرمايه گذاري براي آنان وجود دارد مي توان چشم اندازي روشن براي توسعه مناطق روستايي ترسيم كرد. با وجود رسميت داشتن جنگ بر ضد فقر يا وجود بدترين آثار حاشيه نشيني، ممكن است پيشنهاد اقتصاد دوگانه(دوجانبه) اشتباه به نظر برسد.براي انتقال ساده منابع در جهت جبران فقر گروههايي از جامعه، بايد به تنظيم سيستم يكپارچه پروژه هاي سودمند و مؤثر پرداخت تا به جوامع روستايي فرصت دهد كه براي توليد كالاها و خدمات  كه در بالا بردن معيارهاي زندگي و بهبود وضعيت محيط زيست شان نقش دارد دست به اقدامهاي اساسي بزنند.

 محدوديتهاي اكوتوريسم

        پروانه مونارش كه فاصله 5000 مايلي بين كانادا و مكزيك را مي پيمايد سمبل پلي است كه سه ملت آمريكاي شمالي را به همديگر نزديكتر كرده كه در حال ايجاد اتحاد بازرگاني گروهي مستقل، مي باشند.پديده زمستان گذراني پروانه مونارش در بيش از 20 سال قبل يعني در فاصله سالهاي 1974 تا 1976 هنگامي كه پژوهشگران دانشگاه فلوريدا سرانجام مسير پرواز دسته اي از پرندگان را از كانادا يافته بودند كشف گرديد، البته وجود چنين پرندگاني براي ساكنان محلي شناخته شده بود اما    با انتشار جزئيات مهاجرت در مجله هاي علمي آمريكايي و مجله هاي جغرافيايي ملي، اهميت اجتماعي و اقتصادي آن، شرايط منطقه را تغيير داد.

        هنگامي كه وجود اين پديده به سراسر جهان معرفي شد منظره  تماشايي زمستان گذراني اين پروانه ها با جذب صدها هزار گردشگر كه براي ديدن آن به شكل سفرهاي گروهي سياحتي و به ديدار از مناظر دل انگيزش مي آيند چشم انداز زيبايي را به نمايش مي گذارد. فعاليتهاي انساني ناشي از گشت وگذار در طبيعت، اثرات تخريبي زيست محيطي و تجاوز به منابع طبيعي را در پي دارد. در نتيجه بسياري از مردم در منطقه اي زندگي مي كنند كه از متجاوزان و چپاولگران طبيعت متنفر و بيزار هستند. افزايش ورود گردشگر سبب نظارت حكومت بر زندگي شان، تصاحب سرزمين هايشان به سود خود و كشمكش اجتماعي شديد مي گردد.

        مسائل اجتماعي و اقتصادي گوناگوني در مناطق حفاظت شده وجود دارد. در كشور مكزيك بسياري از اين مسائل، مظاهر ساده محلي را نشان مي دهند كه بحران بزرگي را در پي خواهد داشت. با وجود چنين مشكلاتي، توليد كنندگان فقير روستايي براي بقاي خودشان ناچارند همچنان به فعاليتهاي سنتي شان ادامه دهند. در مناطق حفاظت شده مردم با نگهداري و آمار برداري دقيق منابع طبيعي كه فرايند سازگاري  را تقويت كرده اند به گونه اي استثنايي نقش خود را ايفا نموده اند.

        بيانيه مهم اين مناطق با وجود بخش هسته اي(مركزيت) و افق هاي حائل ميان ذخائرطبيعي، ممنوعيت بهره برداري سنتي از فعاليت هاي جنگلداري است بدون اينكه جوامع براي دوباره طبقه بندي كردن سرزمين هايشان وايجاد فرصت هاي سودمند جايگزين، راهكاري ارائه نموده يا به آنها خسارت پرداخت نمايند با توجه به اينكه مردم اين مناطق، بايد وسيله امرار معاش ديگري براي خود فراهم كنند.

         مشكلات اين مناطق تنها با ويژگي مهاجرت پروانه ها درسال 1986ميلادي آغاز نشد و سيستم هاي كنترل محلي را قبل ازاينكه مورد استفاده گردشگران واقع شود  در اختيار نخبگان اقتصادي و رؤساي سياسي قرار مي دهد.

        تقاضاي صنايع براي تهيه منابع اوليه خمير كاغذ و مكانيسم هاي محلي  در تمركز ثروت باعث ايجاد فشار وسنگيني بر روي جنگل ها و منابع طبيعي و جوامع ويژه اي كه در حال تقسيم شدن هستند شده كه در نتيجه تضادي بين بهره برداري از منابع طبيعي وفعاليت صنايع به وجود مي آيد. اين فرصت ها با توسعه افسار گسيخته گردشگري و توزيع اختياري منافع ناشي از قدرت سياسي در ميان يك گروه كوچك مردم كه باعث تشديد مسائل و مشكلات مي شود به آساني از دست مي رود.

        دراين محيط يك راه دسترسي به توسعه منطقه اي نياز است حال آنكه يك شيوه تشخيص وشناخت همگاني بيانگر آن است كه اكوتوريسم مي تواند فرصت هاي بيشتري را در اختيار مردم قرار دهد زيرا به طور روشن و بسيار ساده زمينه ايجاد اشتغال فراوان و فعاليت هاي سودمند ودرآمد بالا را فراهم مي آورد،  اينگونه بهره برداري كه ناشي از فعاليت هاي ويرانگر زيست محيطي مردم در منطقه است همچنان ادامه مي يابد و تهديدي براي جنگل هاي صنوبر منطقه نيز مي باشد زيرا پروانه هاي مونارش بر روي درختان صنوبر آشيانه مي سازند.

        يك شبكه محلي سيستم ( ان ـ جي ـ او) و هيأت مؤتلفه جوامع و گروههاي توليدي ايفاي نقش مهمي را در ايجاد اين فرصت ها آغاز كرده اند. اين موضوع نمايانگر آن است كه هزينه سنگيني براي اين كار پرداخته شده آنچنانكه كه استراتژي هاي تحميل مقررات پرپيچ و خم اداري به نتيجه رفاه وآسايش دو جانبه انجاميده است. گمان مي رود محدوديت اصولي ناشي از نبود مكانسيم گروههاي گوناگون در استراتژيهاي سودمند معقول به شكل زيرتحقق مي يابد: آنها  در باره منابع و بازارها به اطلاعاتي نياز دارند و با مكانيسم و سازوكار بسيارخوب و از طريق منابع قابل دسترسي مؤثر واقع مي شوند. سازمانهاي ذيربط نيازمند فرايند تعاوني وهمكاري محلي است كه بريك اساس محكم و گسترده مشاركت مؤثر محلي را باعث گرديده است اين خط سير ايجاد يك اجتماع دو گانه را در جايي كه اكوتوريسم به طور اساسي به استراتژي توسعه پايدار كمك مي كند در پي دارد.

 فرجام سخن

1ـ كرگ ليندبرگ دانشمند دانشگاه چارلز استريت استراليا در باره موضوع اكوتوريسم در گفتگوي اينترنتي ( سفرسبز) در 14 مارس 1996 شركت كرده و درخواست نمود كه اكوتوريسم ( توسعه طبيعي پايدار ) در ميان ديگر گونه هاي گردشگري از نسبت پاييني برخوردار است شايد ما با اكوتوريسم بصورت يك هدف برخورد مي كنيم.

2ـ پيچيدگي مسأله قحطي وگرسنگي به طور گسترده، شناخته شده اما نوشته هاي موضوعي اخير، بر اجتماع و جوامع تأكيد بيشتري دارد تا تكنولوژي منشأ بي غذايي و گرسنگي.                                                                                                                                                      

        سن ( 1982-1981) به طور كلي چهره نمادين اين مسأله است حال آنكه ديگرا ن به دنبال جزئيات بيشتري در اصول اجتماعي استراتژي هاي غذايي رفته و قصد دارند بحران كمبود مواد غذايي ذرت خوشه اي و ارزن را با جايگزين كردن گندم و برنج جبران و برطرف نمايند، بنابراين كاهش فرصت براي توليد كنند گان روستايي و افزايش هزينه هاي اجتماعي در تهيه وتأمين غذاي يك ملت را در پي خواهد داشت   ( آندره و بكمن 1985 ).

3ـ بسياري از تحليل گران، توليد  كنندگان روستايي را كه دريك مقياس كوچك و با منابع كم كار مي كنند كنار گذاشتند در حالي كه ضرورت دارد به طور فعال و با افزايش پيشرفت وبه صورت هميشگي و منسجم به استراتژي توسعه پايدار نگريسته شده همانگونه كه به وسيله اكولوژيست هاي كشاورزي پيشنهاد شده است  بايد روستاييان را تشويق كنيم تابه صورت اعضاي مفيد جماعت هايشان تحت شرايط موجود باقي بمانند.

        در بيشتر آمريكاي لاتين، اگر روستاييان توليد فراورده هاي استراتژيك و اساسي را متوقف نمايند زمين هايشان اغلب مانند يك فراورده بازرگاني قابل انتقال نمي باشد.

        فرصت كم و هزينه هاي توليد ابتدايي در مناطق روستايي و بومي از نبود مديريت مؤثر جايگزين براي مردم و زمين ها دراين بخش ناشي مي شود. با اينكه مردم به طور عمومي در جستجوي در آمد در بخش غير رسمي مي باشند پراكندگي شان باعث مي شود تا نتوانند به درآمد هاي كافي دست يابند.

        اختلاف بين معيارهاي اجتماعي براي ارزيابي وبرآورد هزينه اين شيوه توليد و ارزش بازار به عزم وتلاش فداكارانه جامعه در تعيين يك يا چند گزينه توليد بستگي دارد.

        آرتور لويس عقيده دارد توسعه هاي بعدي و يافتن اصطلاحات تازه در ضرورت توجه به يك شيوه ساختاري نو به توسعه آمريكاي لاتين كمك مي كند.

4ـ بيشتر نوشته هاي موضوعي و آثار ادبي برمشاركت همگاني وتوزيع چندگانه   كه باعث وحدت گروههاي حاشيه اي  جامعه مي شود تأكيد دارند. با اين حال بر روي استراتژيهاي ويژه در جهت پايداري و توسعه همه جانبه جوامع روستايي فقير كارهاي كمي انجام شده است و بيشتر تجربه ها به وسيله وكلا و به همراه مردم كوچه و بازار بازشماري گرديده كه با اصول ارائه شده از سوي نظريه پردازان و تحليل گراني مانند آلتي يري (1987) سازگار مي باشد.

5ـ براي بيشتر مسائل كلي، فوند در سال 1994 برنامه ويژه اي براي تغيير و تبديل دوباره السالوادور ارائه داده كه بر اصول ذكر شده در بخش چهار اين گفتار مطابقت دارد. گروههايي مانند IAF وRIAD پيشنهادها و مثال هاي ويژه از پيشرفت توده مردم كه در حال برداشتن نخستين گامها همانند موضوع بحث شده در متن مي باشد ارائه داده اند. اكولوژي و مركز توسعه در مكزيك برنامه توسعه منطقه اي را با تأكيد بر استراتژي پيشنهاد شده در پيش مي گيرد.     

*- استفاده از مطالب، تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.

 

|+| نوشته شده توسط فیروز ناظری در شنبه دوم مرداد 1389 و ساعت 15:15